روزگاریست همه عرض بدن می خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند دیو هستند و لی مثل پری می پوشند گرگ هایی که لباس پدری می پوشند ...
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 5:5 توسط اشکان
|
درباره
تا که بودیم چه بودیم نبودیم کسی ..کشت ما را غم بی همنفسی / تا که رفتیم همه یار شدند ... تا که مردیم همه بیدار شدند / قدر آئینه بدانید که هست ... نه در آن لحظه که افتاد و شکست